جاودانگی‌

تو به اندازه پروانه شدن زیبایی‌

جاودانگی‌

تو به اندازه پروانه شدن زیبایی‌

جاودانگی‌

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام. من یه دانشجو و معلم هستم که می نویسه... به لطف خدا همه نمازهای قضام رو خوندم و قراره روزه های قضام رو هم بگیرم.
دعا کنین امسال تموم شن.

روزه های گرفته شده: 6 از 30

     سلام.

     مریض شدم، دعا کنید زود خوب شم.


     + الآن یک سال و نیم از زمان گذاشتن این پست گذشته و حال منم کاملا خوب شده. ممنون بابت احوالپرسی.

     من به خونه م تو بلاگفا برگشتم.  اونجا منتظرتون هستم.

۲۲ نظر ۱۳ آبان ۹۴ ، ۲۲:۰۲
مهربان ^__^

     وقتی یه دوست قدیمی، یه آدمی که فوق العاده قبولش داشتی رو بعد از مدتها ببینی باید خوشحال بشی. باید خوشحال باشی که از نظر حرفه ای ترقی کرده و بچه هاش هم حالا کلی بزرگ شدن، شدن کپی خودش، هم قد خودش...

     اما اگه بشنوی ترقی کردن اون به قیمت همکاری با آدمهای خطرناکی تموم شده چی؟ یه مشت آدم عاشق زر و زور و تزویر که تو دلت نمی خواد دوستتو کنارشون ببینی.

     دلت میخواد بهش بگی "من همیشه دوستت هستم، به هیچ شکلی ولت نمی کنم... اما نگرانت هستم. تو آدمی بودی که به خاطر عشقش به خدا دوستش داشتم. حالا داری با یه مشت خدانشناس حشر و نشر می کنی... بهم حق ده نگران باشم.

     تو دوره ما انگار انقدر سرعت همه چی زیاد شده که دیگه حواسمون نیست داریم به کجا می ریم. پیشرفت کردن در جوانی لذت بخشه اما به چه قیمتی؟ چرا به حرف همسرت گوش نمیدی؟ چرا به قولهات عمل نکردی؟

     خودت باش..."

۷ نظر ۰۲ آبان ۹۴ ، ۲۳:۳۳
مهربان ^__^

     بزرگ شو... بفهم که تو تصمیمت رو گرفتی و قرار نیست سر خونه اول برگردی... مسئولیت تصمیمتو بر عهده بگیر، کار خودته، کار کس دیگه نیست... چه فایده از نگاه کردن به پشت سر وقتی برگشتن به صلاح نیست؟ راه بیفت، از پله ها بالا و پایین برو، به پر و پاشون بپیج، بنویس، بنویس، انقدر بنویس که یادت بره همه چی از کجا شروع شد... اونقدر که قیافه ها رو فراموش کنی...

     دنیا جای سختیه، اصلا به درک که همیشه چندمی، به درک که اول نیستی، به درک که کله ت خالیه و ذهنت قراره از صفر شروع کنه، به درک...



     هی بدو و خر بزن تا به چیزی برسی که حوصله شو نداری... عیبی نداره که خوشت نمیاد، به جاش خدا رو شکر کن واسه هر چی داری، حتی اگه دلت نخواد به خاطرشون صبحها از خواب بیدار شی... به اگرها فکر نکن، داشته ها رو ببین...

     شاید یه روز همه چی یادت بره، شاید به خودت بیای و از راهی که انتخاب کردی راضی باشی... شاید یه روز انقدر عوض بشی که فکر کنی هر چی اول داشتی یه رویا بوده...

۶ نظر ۲۹ مهر ۹۴ ، ۱۹:۵۱
مهربان ^__^

     ماه محرم اومد تا ما غممون رو کنار غم اهل بیت بذاریم و ببینیم هیچی نیست...

     یه مشکلی داشتم که پارسال محرم حل شد و حالا باید نذری شربت بدم.

     اون مشکل حل شد، مشکلات دیگه هم حل میشن... اسم اباعبدالله معجزه می کنه...



     اگر ناتوانی بگو یا حسین...

۹ نظر ۲۴ مهر ۹۴ ، ۲۰:۵۳
مهربان ^__^

     خودمو گم کردم. نمیدونم. شاید این مشکل همه دهه شصتیها باشه.

     بین عقل و احساسم اولی رو انتخاب کردم و حالا هم دارم تاوانشو میدم. پشیمون نیستم، اما سخته. همه چی ظاهرا عالی پیش میره اما به سختی. آخه کی گفته زندگی آسونه؟ ما همه ش تلاش میکنیم که به آسایش برسیم اما آسایش واقعی مال این دنیا نیست... باید کم کم عادت کنم. حتما بعدا آسونتر میشه. نتیجه شو که ببینم حتما نظرم عوض میشه...

۵ نظر ۲۰ مهر ۹۴ ، ۲۱:۱۷
مهربان ^__^

     کارشناسی ارشد فقط سه نفریم.

     برای کسی که دوره لیسانسش اونقدر شلوغ بوده، کمی ملال آوره. اما کاریش نمی شه کرد! تو دانشگاه راه میری و دخترها رو از دور میبینی که دور هم جمع هستن و خوشن... جای بچه های لیسانس خالیه.



     سعی میکنم از فضای سبز دانشگاه لذت ببرم. باید بپذیرم که کارشناسی ارشد با کارشناسی فرق داره.

     راستی آمار چادریهای دانشگاه خیلی بالاست. آدم کیف می کنه از حجابشون.

     همین! فقط قدر دوستان دانشگاهی تون رو بدونید!

    

     + الآن که این یادداشتو می نویسم چند وقت گذشته و چند نفر دیگه بهمون اضافه شدن. یه دوست خوب هم پیدا کردم. :)

۸ نظر ۰۸ مهر ۹۴ ، ۱۹:۱۸
مهربان ^__^

     سال نوی تحصیلی رسما برام شروع میشه و من دوباره سرم میره تو کتاب. درس خوندن برای کنکور یه جورایی معتادم کرده بود و این اواخر بیکاری بهم حس خماری میداد!

     دوباره از نو... درس نخونیم چکار کنیم! اما درس خوندن اونقدرها هم بد نیست. چرا اینقدر تو دوره لیسانس برام سخت بود؟



     درس خوندن میتونه خیلی از خلا های روحی رو پر کنه. فکرهای مسخره رو از آدم دور میکنه و به زندگی جهت میده.

     باید همه سعیم رو بکنم.

۴ نظر ۰۶ مهر ۹۴ ، ۱۹:۲۳
مهربان ^__^

     منو ببخش پسرم.

     امروز که از کنار اون خونه قدیمی رد شدم، یادت افتادم... یاد تو و بچه ها. این دفعه اول نیست. هفته ای حداقل یه بار تکرار می شه. نباید به حال خودت ولت میکردم. عجله کردم... همه چی خراب شد. میخواستم همه چی رو عوض کنم، یا بهتر بگم، خواستم صورت مسئله رو پاک کنم، اما نشد. اصلا داشت دوباره همونطور می شد... زود قید همه چی رو زدم... برگشتم سر خونه اول.

     تو اولیش نبودی، قبلی تر ها رو به خدا سپردم، پس چرا تو رو هم بهش نمی سپارم؟ تو کوچیکتری، آخریها همیشه ترحم برانگیزترن، وگرنه واسه خدا که کاری نداره.



     نمی دونم، شاید هم مقصر اصلی من نبودم... تو خودت از همه چیز خبر داری، نمی خواستم اینطور بشه... برات نقشه ها کشیده بودم، بهت افتخار می کردم، اما یه اشتباه محاسباتم رو به هم ریخت. دست و پامو گم کرده بودم، اما نتونستم فراموش کنم. بهت قول میدم همه چی رو درست کنم. بهم فرصت بده... به زمان احتیاج دارم.

     باور کن خودم بیشتر از تو درگیرم، باور کن...

     چشماتو ببند، همه چی رو برای یه مدت فراموش کن...

     منتظرم بمون.

۴ نظر ۰۲ مهر ۹۴ ، ۲۱:۰۱
مهربان ^__^

    

حادثه عید قربان و کشته شدن چندهزار مسلمان خصوصا زائران ایرانی رو تسلیت میگم...

۷ نظر ۰۱ مهر ۹۴ ، ۲۱:۱۷
مهربان ^__^
     آیا می دونستید روز 16 اکتبر روز جهانی ضد مک دونالدز هست؟

     بعد از تولید فست فودهای مضر و آزار حیواناتی که از گوشتشون در تهیه این فست فودها استفاده می شد، مخالفت بسیاری از مردم جهان علیه این شرکت بالا گرفت. حالا این شرکت صهیونیست تمایل خودش رو برای فروش محصولاتش در ایران اعلام کرده. برای فهمیدن مضرات مک دونالدز برای مصرف کنندگان و همچنین محیط زیست، کافیه یه جستجوی کوچیک تو اینترنت به زبان انگلیسی انجام بدید و مطالب سایتهایی که صرفا برای اگاهی دادن به مصرف کنندگان مک دونالدز بوجود اومده رو ببینید. این سایتها اونقدر زیادن که نمیشه همه رو تو این وبلاگ معرفی کرد اما اگه با این برچسبها سرچ کنید، دلیلهای قانع کننده ای برای این ادعا پیدا می کنید:

با عنوان Super size me سرچ کنید تا مستندی درباره مضرات مکدونالد ببینید.
با عنوان Mcdonald's destroys rainforest سرچ کنید تا ببینید چطور جنگلها رو نابود می کنه.
با عنوان McDonald's supports israel سرچ کنید تا ببینید چطور از اسرائیل حمایت می کنه.
با عنوان McDonald's supports gay rights سرچ کنید تا ببینید چطور از همجنس بازان حمایت میکنه.

     تا دیروز غذای روحمون مال نامسلمون بود، حالا میخوان غذای جسممونو هم کنترل کنن... مردم دنیا انقدر سرگرم زندگی شدن که وقت ندارن فکر کنن غذاشون از کجا میاد اما ما مسلمونیم... مک دونالدز یکی از نمادهای امپریالیسم محسوب میشه. یادمون نره زانوزدن کمونیسم مقابل امریکا همزمان بود با دورانی که روسها تو کشورشون در برابر اولین شعبه مک دونالدز صف کشیدن...



مک دونالدز را تحریم کنید

۴ نظر ۲۹ شهریور ۹۴ ، ۱۵:۵۵
مهربان ^__^